دانشگاه شهید بهشتی ، m.mosharraf@yahoo.com
چکیده: (189 مشاهده)
نیما یوشیج در شعر قلعۀ سقریم و احمد شاملو در شعرهای «پیغام» و «مرد مصلوب» در قالب منظومههایی روایی ارتباط نسل جدید و نسلهای قبل را در زبان رمزی و کنایی مطرح کردهاند. قلعه سقریم نگاهی به اشتباهات نسل مشروطه و نهضت جنگل است. برخلاف تصور و شکل ظاهری بعضی از قسمتهای منظومه، از لحاظ درونمایه خط سیر این منظومه اجتماعی و تارخی است. نیما از زبان سه راوی گذشته را میکاود و دو عامل اصلی ناکامی تلاش «پدران» را معرفی میکند: غدر یاران، تکیه به بیگانگان. احمد شاملو نیز درشعر پیغام این نکته را مطرح میکند که راوی و یارانش که در جوانی وامدار پدران خود بودهاند در تلاشهای خود نتوانستند به درستی راه آنان را تداوم بخشند و به نتیجه برسانند. در شعر «سرود آن کس که رفت و آن کس که بر جای ماند» تقابل عصیانگرانه میان پدر و پسر به سازش و تعلقی گریزناپذیر تبدیل میشود: پدر و پسر هر دو یک نفرند، دو روی یک سکه: تبار انسانی که سرگشتگی خود را نسل بعد از نسل به دوش میکشد.
او در شعر «مرد مصلوب» موضوع پدر و پسر را در داستان زندگی حضرت مسیح مطرح میکند و با تفسیری تازه از انجیل بعدی فلسفی به این داستان میبخشد. «پدر» در این شعر مظهر نظامهای فکری حاکم و نهادهای آمریت است و مسیح «شخصیت فردی» که در تحت نظام سلطه خرد میشود.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
شعر معاصر