<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>ادبیات داستانی و مطالعات بین رشته ای</title>
    <link>https://fis.khu.ac.ir/</link>
    <description>ادبیات داستانی و مطالعات بین رشته ای</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 08 Jun 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 08 Jun 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>رویکردی فمینیستی به قصه‌های عامیانه‌ی محلی</title>
      <link>https://fis.khu.ac.ir/article_3906.html</link>
      <description>رویکرد فمینیستی به آثار گذشتگان در چند دهه‌ی اخیر چشمگیر شده است. از مسائل آثار گذشتگان، سخن نگفتن زنان و سکوت مردان درباره‌ی زنان مگر بی‌احترامی نسبت به آن‌هاست. یکی از نظریات فمینیسم، نوشتار و گفتار زنانه است.  از دید هلن سیکسو اگر قرار است که نوشتار زنانه‌، ویژگی خود را داشته باشد، باید به نوشتار مردانه نگریست و بر پایه‌ی تقابل‌های دوگانه‌ی ژاک دریدا به جای مرد به زن توجه کرد تا زن نوشتار خودش را دریابد. این نوشتار در آثار شفاهی و قصه‌های محلی گذشته وجود داشته است. هدف این مقاله نشان دادن قصه‌های محلی همچون متن‌هایی فمینیستی است و از نتایج آن به حاشیه رفتن مردان در بسیاری از این قصه‌هاست، زیرا این قصه‌ها از زاویه دید زنان رایت می‌شوند و به سود آنان جهت‌گیری می‌گردند. این مقاله با اشاره به چند قصه‌ی محلی به‌ویژه در ایران با نظریات فمینیستی چون زبان و نوشتار یا گفتار زنانه می‌پردازد.
</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی سیمای زنان در آثار حسین‌قلی مستعان از منظر برابری جنسیتی</title>
      <link>https://fis.khu.ac.ir/article_3907.html</link>
      <description>حسین‌قلی مستعان پرکارترین نویسندۀ پاورقی در ایران است. غالب داستان‌های مستعان درون‌مایۀ عشقی و اجتماعی دارد. این داستان‌ها اغلب یک شخصیت محوری زن دارد که در گیرودار عشقی سوزناک به‌سوی سرنوشت خود حرکت می‌کند. جامعۀ ایران که در دورۀ رضاشاهی تحولات فرهنگی گسترده‌ای را از سر می‌گذراند موجب نگرانی حسین‌قلی مستعان می‌شود. او این تحولات را برای جامعه مخرب می‌داند و در آثارش می‌کوشد با نشان‌دادن جاذبۀ هوس‌رانی و تباهی شومی که در پی دارد، مخاطب را برانگیزد که فریب زرق‌وبرق جامعه شبه مدرن را نخورد.  مستعان در کنشی هم‌دلانه با زنان تلاش می‌کند جامعه‌ای را که غرق فسادهای اجتماعی تلقّی می‌کند اصلاح کند؛ اما این کوشش هم‌دلانه دارای زبانی جنسیت‌زده و سرشار از کلیشه‌های جنسی است. در این مقاله آثار مستعان از نظر جنبش‌های برابری‌خواهانه بازخوانی خواهد شد. در این مقاله از منابع کتابخانه‌ای و با رویکردی توصیفی – تحلیلی به مفاهیمی چون ناموس، جامعۀ آلامُد (مُدگرا) و زن پرداخته خواهد شد. یافته‌های پژوهش حاضر نشان می‌دهد مستعان دغدغۀ اصلی خود را مبارزه با فساد اخلاقی و شیوع هوس‌رانی در جامعه قلمداد می‌کرده است. تحلیل‌ها نشان می‌دهد که شخصیت‌پردازی زنان در آثار مستعان به دو گونه قهرمان و فریب‌خورده محدود شده است؛ این دوگانگی، بازتابی از نگاه کلیشه‌ای و پدرسالارانه نویسنده به «دیگری‌سازی» زن است. در مجموع، یافته‌های این تحقیق تأکید می‌کند که مستعان زن را در جایگاه فرودست «دیگری» قرار داده و در قالب فرهنگ ناموسی، او را صرفاً «جنس دوم» می‌بیند. این رویکرد، با مبانی نظری فمینیسم و اهداف جنبش‌های برابری‌خواهانه مبنی بر نفی کلیشه‌های جنسیتی و دستیابی به برابری کامل جنسیتی در تضاد بنیادین است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>خود-آفرینی یا همبستگی اجتماعی؟: مطالعه تطبیقی بین رمان طاعون و داستان نگران نباش</title>
      <link>https://fis.khu.ac.ir/article_3908.html</link>
      <description>مقالۀ حاضر با رویکردی بینارشته‌ای بر تطبیق میان رمان طاعون(کامو) و نگران نباش (مهسا محب‌علی) متمرکز است. فرض این پژوهش‌آن است که یکی از نقاط تلاقیِ این دو داستان، بن‌مایه‌های اگزیستانسیالیستیِ بحران است؛ ریچارد رورتی مکاتب فلسفی را به دو دسته بزرگ تقسیم می‌کند: فلسفه‌های مبتنی بر همبستگی و فلسفه‌های مبتنی بر خودآیینی شخصی. اگزیستانسیالیسم مورد بررسی در این رمان در میانۀ تنش همبستگی و خودآفرینی شخصی جای دارد. فضای این دو متن بر یک وضعیت بحرانی شکل گرفته است: ماجراهای رمان کامو در یک «شهر طاعون‌زده» و رویدادهای داستان محب‌علی در یک «شهر زلزله‌زده» اتفاق می‌افتند. طاعون و زلزله سویه‌های نمادین دارند که بیانگر بحرانی اگزیستانسیالیستی در اعماق شهر/جهان است؛ به زبان یکی از شخصیت‌های رمان کامو، هرکسی طاعون را در درون خود دارد، همان‌طور که در داستان نگران نباش، زلزله نه در زمین که در مغز آدم‌ها لرزه انداخته. طاعون و زلزله تعیّنِ رابطۀ انسان و جهان است. به تعبیر کامو، جهان بیرون/شهر نسبت به معناهای ما بی‌اعتنا و خاموش است و کوشش‌های انسانی را ابتر می‌گذارد. پوچی در نگاه کامو هم عنوانی‌ست برای بنیادی‌ترین حالتِ جهان محتضر و هم نامی است برای بیهودگی تلاش انسان در راه غلبه بر این واقعیت بنیادین. عنوان داستان نگران نباش از همان آغاز به نوعی اضطراب اگزیستانسیالیستی در برابر این بی‌اعتنایی و مقاومتِ جهان اشارت دارد؛ جهان بیرونی/شهری که شخصیت‌های داستان نگران نباش را احاطه کرده، جهان/شهری است که «سنت بزرگ/ ارزش‌های انقلاب» از آن ناپدید شده، در مقابل، هیچ نظام معنایی جدیدی و غایات عینی جایگزین نشده است. انسان معاصر دیگر خود را در شهر بازنمی‌شناسد، نشانه‌ها و دلالت‌های انسانی از چهرۀ شهر پاک شده است. در نتیجه، هرگونه کُنش و تصمیم در مواجهه با این فضای شهری معلّق می‌ماند. در رمان نگران نباش واکنش‌هایی همچون خودکشی، اعتیاد، فرار از شهر، خیال‌پردازی و غیره به این بیگانگی انسان و جهان اشارت دارند که برآمده از نوعی نیهیلیسم منفعل هستند: ناممکن‌شدنِ تصمیم. مادر که روزی چریک بوده الان در وسط زلزله مثل یک بزدلِ ترسو منفعل و ناتوان است. در فقدان قهرمانان اخلاقی، شادی(شخصیت اصلی داستان) حس می‌کند که ژان رنو(بازیگر سینمای هالیوود) به او چشم دوخته است،گویی او برای آن چشم‌های خیالی زندگی می‌کند. برخلاف شخصیت‌های داستان نگران نباش، دکتر ریو(قهرمان رمان طاعون) نه به نوستالژی آن سنت بزرگ پناه می‌برد نه به متافیزیک آینده یا قهرمانان خیالی، او شهامت مواجه‌شدن با «لحظۀ کنونی»، با بحرانِ حاضر، را دارد؛ او «عصیان» می‌کند علیه اکنون: تصمیم‌گیری در شرایط ناممکن‌شدن تصمیم. در هر دو رمان، شخصیت‌ها صرفا اسیر تنش‌های فردی نیستند، بلکه آنها با بحران اگزیستانسیالیستی در زیست انسان معاصر مواجه‌اند. برخلاف رمان طاعون، شخصیت‌های داستان نگران نباش نتوانسته‌اند از نیهیلیسم منفعل فرا روند. شخصیت‌های این داستان ایرانی نمی‌توانند فارغ از اسطورۀ قهرمانی‌گری، دست به مبارزه و مقاومت بزنند. بنابراین، اگر در رمان کامو، طاعون همچون «سرنوشت مشترک» موجب برانگیختنِ حس همبستگی می‌شود، شخصیت‌های داستان محب‌علی دچار نوعی فردیتِ اتمیزه‌شده هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بحثی پیرامون مضمون « پدران و پسران» در سه منظومه روایی معاصر</title>
      <link>https://fis.khu.ac.ir/article_3909.html</link>
      <description>نیما یوشیج در شعر قلعۀ سقریم و احمد شاملو در شعرهای «پیغام» و «مرد مصلوب» در قالب منظومه‌هایی روایی ارتباط نسل جدید و نسل‌های قبل را در زبان رمزی و کنایی مطرح کرده‌اند. قلعه سقریم نگاهی به اشتباهات نسل مشروطه و نهضت جنگل است. برخلاف تصور و شکل ظاهری بعضی از قسمت‌های منظومه، از لحاظ درونمایه خط سیر این منظومه اجتماعی و تارخی است. نیما از زبان سه راوی گذشته را می‌کاود و دو عامل اصلی ناکامی تلاش «پدران» را معرفی می‌کند: غدر یاران، تکیه به بیگانگان. احمد شاملو نیز درشعر پیغام این نکته را مطرح می‌کند که راوی و یارانش که در جوانی وام‌دار پدران خود بوده‌اند در تلاش‌های خود نتوانستند به درستی راه آنان را تداوم بخشند و به نتیجه برسانند. در شعر «سرود آن کس که رفت و آن کس که بر جای ماند» تقابل عصیان‌گرانه میان پدر و پسر به سازش و تعلقی گریزناپذیر تبدیل می‌شود: پدر و پسر هر دو یک نفرند، دو روی یک سکه: تبار انسانی که سرگشتگی خود را نسل بعد از نسل به دوش می‌کشد.
او در شعر «مرد مصلوب» موضوع پدر و پسر را در داستان زندگی حضرت مسیح مطرح می‌کند و با تفسیری تازه از انجیل بعدی فلسفی به این داستان می‌بخشد. «پدر» در این شعر مظهر نظام‌های فکری حاکم و نهادهای آمریت است و مسیح «شخصیت فردی» که در تحت نظام سلطه خرد می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>از غرب تا ایران؛ رویکردی تاریخی تطبیقی به رمان پاورقی در غرب و ایران</title>
      <link>https://fis.khu.ac.ir/article_11106.html</link>
      <description>رمان پاورقی نخست در سدۀ نوزدهم میلادی در مطبوعات فرانسه ظهور کرد و سپس در کشورهای دیگر نیز رواج یافت. به نظر می‌رسد رواج این نوع رمان در کشورهای اروپایی و همچنین در ایالات متحده در شرایط کم‌وبیش یکسانی روی داده باشد. اما با توجه به تفاوت‌های گوناگون جامعۀ ایرانی با این جوامع، بررسی تطبیقی پیدایش این نوع رمان در زمینه‌ای تاریخی در ایران، که کشوری حاشیه‌ای در جهان رمان به شمار می‌آید، دارای اهمیت است. در این مقاله، نخست تصویری فشرده از وضعیت رمان پاورقی در کشورهای غربی (شامل فرانسه، انگلستان، روسیه، و ایالات متحده) ارائه و سپس در پژوهشی آرشیوبنیاد، با مراجعه به روزنامه‌های ایران (سری جدید)، کوشش، شفق سرخ، اقدام، ستارۀ ایران و ستارۀ جهان (از آذر 1300 تا خرداد 1320)، همۀ رمان‌های منتشر شده در این روزنامه‌ها به تفکیکِ تألیف، ترجمه و نوع استخراج شد. افزون بر مشاهدۀ چند تفاوت عمده میان وضعیت رمان پاورقی در ایران و در غرب، مشخص شد که اکثریت نزدیک به اتفاق رمان‌های ترجمه‌ای در دورۀ مورد نظر ما در ایران از زبان فرانسه ترجمه شده‌اند که چنین یافته‌ای تأثیرات نیرومند ترجمۀ رمان پاورقی فرانسه بر پیدایش و رواج رمان پاورقی فارسی را نشان می‌دهد که چنین یافته‌ای تأثیرات نیرومند ترجمۀ رمان پاورقی فرانسه بر پیدایش و رواج رمان پاورقی فارسی را نشان می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رابطه‌ی طنز داستانی با تحولات سیاسی در دوره‌ی پهلوی</title>
      <link>https://fis.khu.ac.ir/article_11107.html</link>
      <description>بنیادی&amp;amp;shy;ترین عنصر طنزآفرینی همان قاعده&amp;amp;shy;ی هنجارگریزی است که اساس ادبیات نیز متکّی بر آن است. اما هنجارگریزی در ادبیات جنبه&amp;amp;shy;ی تعالی بخشی بر فرم و زبان دارد و در طنز، جنبه&amp;amp;shy;ی تخریب رسومات رفتاری و تنزّل روال متعارف کلامی. علاوه بر آن، آشنایی زدایی در طنز شامل بسیاری از حرکت&amp;amp;shy;های فیزیکی، رفتاری، فکری، و کلامی می&amp;amp;shy;شود، یعنی همه&amp;amp;shy;ی کنش&amp;amp;shy;های موجودات زنده به خصوص انسان را در بر می&amp;amp;shy;گیرد در حالی که آشنایی زدایی در شعر و ادبیات، غالباً جنبه&amp;amp;shy;ی زبانی و گاه ذهنی دارد؛ یعنی یا صور خیال&amp;amp;shy;های نامتعارف ارائه&amp;amp;shy; می&amp;amp;shy;شود و یا رفتار با زبان روالی متفاوت&amp;amp;shy;تر از کنش ارتباطی پیدا می&amp;amp;shy;&amp;amp;shy;کند. با آن که طنز و فکاهه یکی از ابزارهای مدنی برای انتقاد و انتقام از جبر و جور و جبّاریت بوده است که از دوره&amp;amp;shy;ی مشروطه به بعد همواره به عنوان یک عنصر محوری در داستان و شعر فارسی حضور داشته است، امّا ماهیت و میزان این حضور به طور تنگاتنگ با رفتارهای سیاسی و فرهنگی حکومت&amp;amp;shy;ها مرتبط بوده است. در دوره&amp;amp;shy;ی رضاشاه اختناق سیاسی، عرصه&amp;amp;shy;ی فرهنگی و طنزنویسی را نیز در سیطره&amp;amp;shy;ی خود می&amp;amp;shy;گیرد و  باعث استمرار جریان ضعیفی از طنز تفنّنی و غیر سیاسی می&amp;amp;shy;شود. امّا در دهه&amp;amp;shy;ی پیش از کودتا با استقرار فضای آزاد نسبی، طنز فارسی مجدّدا با جنبه&amp;amp;shy;های سیاسی و صریح و پخته مطرح می&amp;amp;shy;شود. در سال&amp;amp;shy;های پس از کودتا، طنز مدتی از گستره&amp;amp;shy;ی فرهنگ رسمی غایب می&amp;amp;shy;شود، و وقتی در دهه&amp;amp;shy;ی پنجم از سده&amp;amp;shy;ی چهارده خورشیدی با حرکتی محتاطانه و نیمه جان ظاهر می&amp;amp;shy;شود طنز پنهان و عمیق و تصویری و تفکّرانگیز جای&amp;amp;shy;گزین طنز سیاسی و زبانی و آشکار می&amp;amp;shy;شود.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
